فراست
  
 :: گاهنگارهای حسین فراست‌خواه درباره انسان، فرهنگ، شهروندی، حقوق، فلسفه و اخلاق ::
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 

آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 27 مهر ماه سال 1382


ما نیز برفتیم، خدا یار شما باد!


 
یکشنبه 20 مهر ماه سال 1382
اولین نوبل ایران
شیرین عبادی، حقوقدان و فعال در زمینه حقوق بشر، زنان و کودکان جایزه صلح نوبل را از آن خود کرد.  او اولین شهروند ایرانی و یازدهمین زن جهان است که موفقیتی این چنین را کسب کرده‌است. از صمیم قلب خوشحالم و به ایشان و همه فعالان حقوق‌بشری تبریک عرض می‌کنم!
ولی خودمونیم ها...! شیرین عبادی با جایزه ۱۰میلیون دلاری (یه چیزی حدود یک میلیارد تومان) می‌خواد چی‌کار کنه؟!!!! وووووووووووه!

شیرین عبادی در پاریس به خبرنگاران گفت دریافت جایزه را نشانه ای خوب برای حقوق بشر و دمکراسی در ایران می داند و امیدواراست این رویداد برای تمام کسانی که در این راستا تلاش می کنند الهام بخش باشد.
>>کنفرانس مطبوعاتی VOA
*****************************************************

شیرین عبادی از جمله نخستین زنان ایرانی است که در دوره قبل از انقلاب اسلامی به مقام قضاوت منصوب شد.

وی در سال 1326 در شهر همدان به دنیا آمد و برای تحصیل در رشته حقوق قضایی وارد دانشگاه تهران شد.

خانم عبادی پس از دریافت لیسانس قضایی به استخدام دادگستری در آمد و تا مقام قضاوت ترقی کرد.

در پی وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تغییرات در نظام قضایی، از جمله ممنوعیت قضاوت زنان، وی از این سمت کنار گذاشته شد و به وکالت دادگستری و تدریس در دانشگاه روی آورد و تحقیقات گسترده ای را در جنبه های مختلف حقوقی انجام داد و منتشر کرد.BBC

از جمله پژوهش های حقوقی وی می توان به "حقوق کودک" اشاره کرد که از سوی صندوق کودکان سازمان ملل متحد - یونیسف - ترجمه و چاپ شده است.

برندگان صلح نوبل در پنج سال اخیر
 
2002 - جیمی کارتر رییس جمهوری سابق آمریکا
2001 - کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد
2000 - کیم دائه جونگ رییس جمهوری سابق کره جنوبی
1999 - سازمان پزشکان بدون مرز
1998 - دیوید تریمبل و جان هیوم از ایرلند شمالی
 

خانم عبادی مجموعه کتاب هایی را هم در زمینه حقوق حرفه ای منتشر کرده است که به قوانین ایران در زمینه های مختلف می پردازد.

این مجموعه شامل کتاب های "حقوق ادبی و هنری"، "حقوق پزشکی"، "حقوق معماری" و "حقوق پناهندگان" است.

هدف از انتشار این مجموعه آشنا کردن مردم عادی با حقوق خود در قالب قوانین و مقررات ایران بوده است و به همین جهت، این مجموعه را می توان خدمتی ارجمند به تواناسازی مردم در دفاع از حقوق خود دانست.

"تاریخچه اسناد حقوق بشر در ایران" نیز از جمله آثار دیگر خانم عبادی است.

وی مقالات متعددی نیز در زمینه های گوناگون، به خصوص حقوق زن و کودک، در نشریات مختلف به چاپ رسانده است.

خانم عبادی در جریان فعالیت قضایی خود پس از انقلاب به عنوان وکیل مدافع گروهی از مخالفان در جمهوری اسلامی نیز فعالیت داشته است.

همچنین، به گزارش خبرنگار بی بی سی در تهران، سه سال قبل وی به اتهام توزیع نوار ویدیویی حاوی اعترافات یک فرد وابسته به گروه های محافظه کار بازداشت و محاکمه شد.CNN

در این نوار، ادعا شده بود که رهبران برجسته جناح محافظه کار حمله به شخصیت ها و گردهمایی های طرفداران اصلاحات را سازمان می دهند.

در مقابل، فعالیت خانم عبادی در زمینه دفاع از حقوق بشر باعث شناسایی خدمات وی از سوی سازمان های مدافع حقوق بشر در جهان و اعطای جوایزی به وی شده است.

خانم عبادی در حال حاضر در قالب یک سازمان غیر دولتی برای دفاع از حقوق بشر در ایران فعالیت دارد. (منبع: بی‌بی‌سی!)


 
یکشنبه 6 مهر ماه سال 1382
که دروغی تو دروغ...

ما نادانانیم؛ به پا دارندگان نومیدی!
بی‌چارگان فرومایه‌ی عاشق؛
که عشق را به پوچ‌ترین بهانه‌های ابتذال،
گندآلود می‌کنیم..
که وهم را،
              ــ اگرچه آگاه و بینا ــ
در گورستان اندیشه‌مان می‌پروریم..


ما سراپا تعفن مرگ‌ایم؛
مرگی کوچک‌وار که چنان مرگی
حتی دمی ناچیز از زندگانی را سزاوار نمی‌تواند بود

***
باید کمی استراحت کنم اما نمی‌دانم چگونه! نمی‌دانم چگونه امان یابم از دست آزار دهندگان و بداندیشان؛ اما به هر رو آن‌قدر تاب و توانم را گرفته که دیگر حتی واژه‌ای بی‌معنا نیز نمی‌توانم نگاشت...
چند روزی به مرخصی می‌روم!


 
سه شنبه 1 مهر ماه سال 1382
اولین متولد ماه مهر

در نخستین روز یکی از پاییزهایاستاد محمد رضا شجریان
 ایرانی، کودکی به دنیا آمد که بعدها آوازه‌خوان نام‌آوری شد. اما همیشه فکر می‌کنم صدای شجریان هنگام به دنیا آمدن و در اولین روزهای حیات، هنگامی که می‌گریست یا هر آوای بی‌معنایی از حنجره‌اش بیرون می‌آمد، چگونه بود!!





به زودی خلاصه‌ای از زندگی، آثار و شرح حال استاد را به کمک یکی از دوستان عزیزم خواهم نوشت!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
Directory of Philosophy Blogs
تعداد بازدیدکنندگان : 180008


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در تبریز به دنیا آمدم؛ در تبریز مه آلود... در یکی از آخرین روزهای اولین ماه زمستان. دو بار به اول دبستان رفتم. یک سال را بعدا جهشی خواندم. تا اول دبیرستان در تبریز بودم و [...]؛ بگذریم! در سال ۱۳۷۷ به تهران مهاجرت کردیم. به رغم مخالفت‌های خانواده و اطرافیان، در رشته علوم انسانی ادامه تحصیل دادم و در مدرسه، مجله های «شمع»، «حقایق» و «کاغذ اخبار» را منتشر می کردم. در سال ۸۰ وارد دانشگاه علامه طباطبایی شدم و در رشته حقوق شروع به تحصیل کردم. حقوق و فلسفه را از همان دوران دبیرستان دوست می داشتم، اما فلسفه چیزی نبود که بخواهم در دانشگاه‌ بیاموزمش! در دانشکده با مجله «چگور» همکاری کردم و در سال ۸۳ «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی» را تاسیس نمودم و مجله تخصصی «گفتمان حقوق» را منتشر کردم. در طی سالهای ۷۷ تا ۸۰ نیز با چند روزنامه از قبیل «خرداد» و «جهان اسلام» همکاری هایی داشتم و در سال ۸۳ در سرویس حقوقی روزنامه «جمهوریت» فعال بودم. از بد حادثه، تمام این روزنامه ها تعطیل شدند! سپس فعالیت های مطبوعاتی ام در روزنامه شرق بود که شرق نیز از گزند توقیف در امان نماند. پس از تعطیلی شرق ارتباط فعالی با روزنامه خاصی نداشتم و گاه گداری سری به روزنامه دنیای اقتصاد و اعتماد ملی می‌زدم. تا اینکه چندی است مجددا با روزنامه «اعتماد» همکاری می‌نمایم. در سال ۸۴ و اوایل ۸۵ همکاری هایی هم با «دفتر پژوهشهای فرهنگی» داشتم که در حال حاضر کمتر شده است. از مرداد‌ماه ۸۵ تا اول بهمن، در «پایگاه مدیریت دانش شهری و حمایت از نخبگان شهرداری تهران» به عنوان مسئول کارگروه حقوق شهری مشغول به کار شدم. اینجا نیز به همان سرنوشتی دچار شد که «مرکز اطلاعات ساختمان و مسکن» - که از سال ۸۰ تا ۸۲ در آنجا کار می‌کردم- به آن گرفتار آمد: زوال! و به این نتیجه رسیده‌ام که تمام نهادهادی دولتی در ایران ناگزیر به چنین وضعی می‌افتند و مسیر انحطاط را می‌پیمایند!
علاوه بر «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی»، عضو دو انجمن دیگر نیز هستم؛ «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» و «انجمن فرهنگی و نیکوکاری احسان». در انجمن دفاع از حقوق زندانیان،  به عنوان عضو گروه پژوهشی و در انجمن احسان، در سمت مدیرعامل و مسئول گروه فرهنگی فعالیت می‌کنم.
به علوم انسانی مخصوصا فلسفه حقوق علاقه بسیار دارم. در موسیقی سنتی شجریان و در موسیقی کلاسیک موتسارت را بی اندازه دوست می دارم. در میان اندیشمندان نیز به کانت علاقه خاصی دارم. از نویسندگان ایرانی نیز، هیچ کس را به اندازه صادق هدایت دوست نمی‌دارم. در بین شاعران ایرانی، شاملو و در میان دیگران به لورکا علاقه‌مندم...
این وبلاگ را از سال ۱۳۸۲ شروع کردم. پیش‌تر وبلاگی با عنوان آفا داشتم که بیشتر حول محور حقوق‌بشر بود. در این وبلاگ برآنم تا هر از گاهی هر‌آنچه خوشایند طبع‌ام هست را منعکس کنم ولی گاه گریزی نیست از بازنمود چیزهایی هم که خوشایندم نیست. به هر رو ادامه حضور من در اینجا تا جایی است که برایم معنی‌دار باشد و این با تعامل فکری شما میسر خواهد بود. نظرات و ملاحظات و دغدغه‌های شما برای من مهم و ارزشمند است و باب هرگونه گفت‌وگویی را در این‌جا گشوده می‌بینم. باشد که روز رهایی فرا رسد...
شناسنامه کامل من...