حسین فراست خواه 
موهنداس کارمچاند گاندى، علاوه بر تمام آنچه درباره او خوانده یا شنیده ایم، یک «حقوقدان» است. شاید اگر او تنها رهبرى دینى و یا مبارزى سیاسى بود، هرگز نمى توانست استقلال هند را براى مردمان آن دیار به ارمغان آرد. گاندى به واسطه اعتقادات معنوى خود و جامعه اش و نیز به دلیل بهره مندى از دانش حقوق، دیدگاه هاى بعضاً منحصر به فردى در مفاهیم و موضوعات اجتماعى، سیاسى و حقوقى دارد که از آن جمله، مى توان به دیدگاه او در خصوص حقوق (Rights)، آزادى (Freedom) و مسئولیت (Responsibility) اشاره کرد. از نظر گاندى، آزادى همان اختیار و تاکیدى بر نقش «خود» در امور است. پذیرفتن «نقش خود» به طور ضمنى اختیار فرد به درونى سازى وظایف اش در قبال دیگران را مورد تاکید قرار مى دهد و مانع از خودمحورى او مى شود. بحث آزادى و به عبارت دیگر مسئله «حق و تکلیف» به کرات در آراى اندیشمندانى چون لاک، استوارت میل، روسو، هگل و برلین مورد توجه قرار گرفته است، اما دیدگاه گاندى به عنوان یکى از اندیشه ورزان و روشنفکران نوین هند، تفاوت هاى بنیادینى با سنت هاى فکرى لیبرال انگلیسى یا آمریکایى دارد. در تعریف گاندى و همفکران او، آزادى وسیله اى مى شود براى اطاعت و حمایت از قانون که در پى خود، رشد و تکامل افراد و هماهنگى با طبیعت را به ارمغان مى آورد؛ همان دیدگاهى که مى گوید: «آزادى من یعنى، آزادى براى دروغ نگفتن...» در این گونه برداشت از آزادى و حقوق، پاى اخلاق و ارزش هاى بشرى نیز به میان کشیده مى شود و حقوق را به نحوى درونى پشتیبانى مى کند. گاندى به حقوق مدنى (Civil Rights) افراد از جمله حق آزادى بیان تاکید بسیار زیادى مى کند. از دیدگاه او حتى اگر آزادى بیان موجب ایراد خسارت و جریحه دار شدن دیگران شود نباید مورد حمله و تخطئه قرار گیرد. از نظر او آزادى مطبوعات تنها هنگامى به وقوع پیوسته که حق اهالى مطبوعات در ارائه شدیداللحن ترین تحلیل ها در خصوص موضوعات مختلف به رسمیت شناخته شود. او در روزنامه خود به نام «هاریجان» انتقادات شدیدى که به آرا و عملکرد او مى شود به چاپ مى رساند. در این رابطه انتقادات از او و به او در این روزنامه قابل توجه است. تاکید دیگر وى بر آزادى انجمن ها و تشکل هاى مردمى است و معتقد است این آزادى هنگامى محقق مى شود که همه انجمن ها بتوانند حتى در خصوص پروژه هاى براندازانه و انقلابى بحث و تبادل نظر کنند و دولت نیز باید از تحمیل دیدگاه رسمى و عمومى به آنان پرهیز نماید. پلیس مدنى جایگزین اقدامات وحشیانه نظامى شود و صلح پایدار در جامعه ریشه بدواند. گاندى در ۱۹۴۸ زیست این جهانى را بدرود گفت؛ همان سالى که مردمان دنیا، خسته از جنگ هاى خانمانسوز جهانى در سازمان ملل متحد گردهم آ مدند تا فکرى براى آزادى بیان، حقوق بشر و صلح پایدار بکنند. اینکه اعلامیه جهانى حقوق بشر تا چه اندازه از اندیشه هاى مهاتما گاندى استفاده کرده، مجالى دیگر مى طلبد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روزنامه شرق:۱۱ مهر ۱۳۸۳
|