فراست
  
 :: گاهنگارهای حسین فراست‌خواه درباره انسان، فرهنگ، شهروندی، حقوق، فلسفه و اخلاق ::
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 

آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 26 آذر ماه سال 1383
:: حقوق اقلیت‌ها ::

بخش یکم

سخن از حقوق همواره چند معنا را در ذهن متبادر می‌سازد؛
۱) دستمزد(Salary): مانند حقوق ماهیانه کارمندان بانک ملی.
۲) قانون(Law): که بهتر است بگوییم مجموعه قوانین. مثل حقوق خانواده که به مجموعه قوانین مربوط به مسائل خانوادگی از قبیل خواستگاری، ازدواج، مهریه، نفقه، طلاق و ... اطلاق می‌شود.
۳) حق‌ها(Rights): مانند حقوق‌بشر. و به معنای حقوقی است که گروهی از موجودیت‌ها اعم از انسان، گیاه، حیوان و شیء از آن حقوق برخوردارند. هرچند در حقوق همواره سخن از انسان می‌شود و رویکردهای بسیار مترقی و حداکثری تا مرحله حقوق حیوان و گیاه نیز پیش‌رفته‌اند، اما من به دلایلی اشیا را هم در برخی مواقع صاحب حق می‌دانم.
***
( دلیل آنهایی که حقوق را صرفا از آن انسان می‌دانند، این است که انسان هم می‌تواند از حقوق بهره‌مند شود و هم می‌تواند آن حقوق را تصرف کند، استیفا کند و به دست آورد. محل اختلاف من با اینان در تعریف حقوق است. بله حقوق به معنای قوانین صرفا به گروهی از موجودیتهای جاندار و ذی‌شعور قابل اطلاق است. یعنی ما نمی‌توانیم برای زندگی حیوانات و رشد و تولید‌مثل گیاهان قانون وضع کنیم. چون آنها زبان ما را نمی‌فهمند؛ نه زبان عرفی و نه زبان حقوقی ما را. بنابراین در اجتماع انسانی ما جا نمی‌گیرند و در قبال این جامعه وظیفه‌ای نخواهند داشت. اینکه چرا ما در قبال اجتماع آنها وظایفی داریم از آن روست که زیست‌بوم ما تقریبا مشترک است. طبیعت محل زندگی ما و آنها است. ما برای بقای سالم و کم مخاطره خودمان قوانینی وضع می‌کنیم که آن روی سکه‌اش حفظ حقوق آنها است! ما درختان را قطع نمی‌کنیم که طبیعتمان تمام نشود و آب و هوایمان سالم بماند. نتیجه این خودخواهی حفظ محیط زیست می‌شود. ما گونه‌ای از حیوانات را شکار نمی‌کنیم چون دوست داریم روزی فرزندانمان را در ۲۰ سال بعد به باغ‌وحش ببریم و آن حیوان را به او نشان دهیم! دقیقا چنین نیازهای خودخواهانه‌ای باعث به وجود آمدن نظام حقوق محیط زیست و نسل سوم حقوق‌بشر شده‌است! و اما حقوق اشیا بحث دیگری است که بعدا توضیحاتی در مورد دیدگاههایم خواهم داد)
***
موضوعی که از امروز به آن خواهم پرداخت، یکی از موضوعات بسیار مهم حقوق از قبیله Rights است. و آن عبارت ‌است از حقوق اقلیت‌ها.
اقلیتAqalliyyat در لغت به معنای کم بودن،‌ بخش کمتر و در مقابل اکثریت به کار می‌رود. اقلیت اصطلاحا گروهی از افراد یک اجتماع را گویند که از لحاظ دین یا نژاد یا زبان و یا دیگر مسایل از اکثریت متمایز و ممتاز باشند. در زبان انگلیسی به آن Minority گفته می‌شود.
اقلیت ها معمولا در جوامعی که زندگی می‌کنند با مشکلات گوناگونی از حیث آزادی، برابری و بهره‌مندی از حقوق مواجه‌اند. شاید بتوان گفت که «اقلیت» یک مفهوم فرهنگی Cultural Concept
است. چرا که اقلیت‌ها معمولا با فرهنگ غالب در چالش‌اند. آداب، رسوم، آیین‌ها و رفتارهای اجتماعی آنان منطبق با الگوی رایج نیست. جور دیگری لباس می‌پوشند. به زبان یا گویش دیگری تکلم می‌کنند. آیین پرستیدنشان به گونه‌ای دیگر است. رنگ پوستشان با بقیه فرق دارد.
 یا حتی جور دیگری فکر می‌کنند. از همین رو است که دولتها ـ که در بهترین حالت نماینده اکثریت به شمار می‌روند ـ با اقلیت‌ها سر سازگاری نداشته و آنان را از برخی حقوق محروم می‌کند. در گفتمان حقوق‌بشر و حقوق‌شهروندی که قایل به حکومت قانونRule of Law است، اقلیت بودن هرگز توجیهی برای نفی و انکار حقوق تلقی نمی‌شود. افراد از آن رو که انسان هستند از حقوق‌بشری و از آن رو که تابعیت دارند از حقوق شهروندی برخوردار هستند. در قسمتهای بعدی به انواع اقلیتها و حقوق آنها اشاره خواهد شد. از خوانندگان ارجمند تقاضای همکاری فکری دارم.


 
شنبه 21 آذر ماه سال 1383
:: گامی دیگر به سوی توسعه گفتمان حقوقی::

شماره‌ بعدی گفتمان حقوق با موضوعات «بازنگری در قوانین» و «حقوق کودک» که قرار بود در پایان آذرماه جاری منتشر شود، پس از امتحانات نیمسال اول، یعنی اواخر دی‌ماه توزیع خواهد شد.متقاضیان میتوانند از هم‌اکنون نسبت به خرید مجله اعلام آمادگی نمایند تا از اولین خوانندگان شماره جدید گفتمان حقوق باشند!....................... >>شماره اول را دیده‌اید؟!

 


 
پنجشنبه 19 آذر ماه سال 1383
عدالت ترمیمی
حسین فراست‌‌خواه
عدالت ترمیمى، جنبشى نوین در حوزه جرم شناسى است. از آنجا که جرم موجب جریحه دار شدن وجدان جامعه مى شود سازمان عدالت را بر آن مى دارد تا آسیب هاى به وجود آمده را ترمیم کند و طرفین نیز مجاز به مشارکت در این فرآیند خواهند بود. بنابراین برنامه هاى عدالت ترمیمى، بزه دیده، بزهکار و دیگرانى که به نحوى تحت تاثیر جرم واقع شده اند را قادر مى سازد که در مقابله با جرم دخالت مستقیم داشته باشند. افراد یاد شده در مرکز فرآیند عدالت کیفرى قرار مى گیرند. دولت و حقوقدانان نیز تبدیل به تسهیل کنندگان سیستمى مى شوند که هدف آن پاسخگویى بزهکار، بازسازى آسیب هاى وارد شده به بزه دیده و همیارى کامل بزه دیده، بزهکار و جامعه است. در واقع فرآیند دخالت تمام طرفین، شرط بنیادین دستیابى به بربرون داد اصلاح و آرامش است.
تعریفى از عدالت ترمیمى که به طور فزاینده در گفتمان بین  المللى به کار برده مى شود بر فرآیند و برون داد به نحو توامان تاکید دارد:
«عدالت ترمیمى فرآیندى است که به موجب آن، طرفین در خصوص چگونگى رسیدگى به پیامد هاى جرمى معین، تصمیم گیرى مى کنند.»
عدالت ترمیمى از جهات متعددى با عدالت کیفرى معاصر تفاوت دارد، نخست آنکه نگرش فراگیر ترى به اعمال مجرمانه دارد، بیش از آنکه جرم را صرفاً عملى قانون شکنانه تلقى کند، به این موضوع مى پردازد که بزهکاران به بزه دیدگان، جامعه و حتى خودشان لطمه مى زنند. دوم آنکه افراد بیشترى را در فرآیند مقابله با جرم دخالت مى دهد، علاوه بر بزهکار و دولت، بزه دیدگان و افراد جامعه نیز به همان میزان در جریان قرار مى گیرند. در نهایت این سیستم، موفقیت را نیز به گونه اى دیگر ارزیابى مى کند، بیش از اینکه به میزان مجازات تحمیل شده توجه کند، میزان آسیب هاى جبران شده و یا پیشگیرى شده را مى سنجد.
• بزه دیده، بزهکار و گردهمایى هاى جامعه
دیدار هاى میان بزه دیدگان، بزهکاران و اعضاى متاثر اجتماع، روشى قابل توجه براى نشان دادن جنبه ارتباطى جرم و عدالت است. روش هاى سه گانه اى که در پى مى آید به عنوان معیار هاى اساسى عدالت ترمیمى پذیرفته شده اند. هر کدام از آنها مى تواند محدود به هر یک از طرفینى باشد که به طور داوطلبانه شرکت مى جوید.
۱- میانجیگرى: این روش براى بزده دیده ذى نفع فرصتى را فراهم مى سازد که بزهکار خود را در شرایطى سالم ملاقات کند و با کمک یک میانجى آموزش دیده، به بحث درباره جرم بپردازد.
روش میانجیگرى اهداف ذیل را شامل مى شود: الف- بزه دیده اجازه مى یابد با بزهکار در زمینه اى داوطلبانه دیدار کند. ب- بزهکار تشویق مى شود که به مسئولیت ناشى از جرم و وارد ساختن آسیب واقف آید. ج- فرصتى فراهم مى آید که بزده دیده و بزهکار به برنامه ریزى براى جبران خسارت بپردازند.
بیش از ۳۰۰ برنامه میانجیگرى در آمریکاى شمالى و در حدود ۵۰۰ برنامه در اروپا اجرا مى شود. تحقیقات نشان داده اند که چنین برنامه هایى بیشترین میزان رضایت میان بزده دیده و بزهکار را ایجاد مى کنند. داوطلبانه بودن این برنامه ها باعث ترس کمتر در بزده دیده و تمایل بزهکار به جبران کامل خسارت مى شود. همچنین این بزهکاران، کمتر از  آنهایى که به جرم شان در دادگاه عادى رسیدگى شده است، مرتکب جرایم جدید مى شوند.
۲- گردهمایى گروه جامعه یا خانواده: این روش، بزده دیده، بزهکار و خانواده و دوستان طرفین را گردهم مى آورد تا در مورد جبران عواقب جرم تصمیم بگیرند. اهداف برگزارى گردهمایى ها عبارتند از: الف- فراهم ساختن فرصتى براى بزه دیده جهت دخالت مستقیم در جریان مقابله با جرم. ب- افزایش آگاهى مجرم در مورد تاثیر رفتار مجرمانه او و احساس مسئولیت در قبال آن. ج- متعهد ساختن سیستم حمایت از بزهکار براى اصلاح رفتار او. د- اجازه دادن به بزده دیده و بزهکار براى برخوردارى از حمایت جامعه.
روش گردهمایى از مناسبات سنتى قبیله مائورى در زلاندنو اخذ شده که خارج از نهاد هاى رسمى خدمات اجتماعى شکل گرفته و پیش از آن نیز توسط پلیس استرالیا مورد استفاده قرار مى گرفته است و اکنون در آمریکاى شمالى، اروپا و آفریقاى جنوبى نیز رایج است. از این روش بیشتر براى بزهکاران نوجوان و جوان استفاده مى شود. (بیشترین پرونده هاى مربوط به بزهکارى اطفال و نوجوانان در زلاندنو با روش گردهمایى مرتفع مى شوند.)
۳- مصالحه یا دایره هاى صدور احکام: این روش براى ارتقاى توافق و رضایت عام میان اعضاى اجتماع، بزه دیدگان، بزهکاران، حامیان طرفین، قضات، دادستان، گروه وکلا و پلیس طراحى شده و مبتنى است بر صدور حکم مناسب که به تمام نگرانى ها و مطالبات طرفین ذى نفع توجه داشته باشد.
دوایر اهداف ذیل را دنبال مى کنند: الف- التیام بخشیدن به کسانى که به نوعى متاثر شده اند. ب- ایجاد امکان اصلاح در بزهکار. ج- سهیم ساختن بزه دیده، بزهکار، خانواده ها و اجتماع در یافتن راه حل سودمند. د- یافتن و شناسایى دلایل نهفته رفتار مجرمانه. ه- ایجاد یک احساس جمعى پیرامون ارزش هاى اجتماع.
روش تشکیل دوایر از سنن بومیان آمریکایى گرفته شده و در آمریکاى شمالى به کار مى رود.
• ترمیم آسیب حاصله از جرم
هر یک از فرآیند هاى یاد شده با موافقتنامه اى در خصوص چگونگى جبران خسارت از سوى بزهکار به پایان مى رسند. دو ضمانت اجراى کیفرى سنتى در مقابله ترمیمى با جرم مورد استفاده قرار مى گیرد: جبران زیان وارد آمده و خدمات عام المنفعه.
جبران زیان  وارد آمده مبلغى است که بزهکار بابت زیان هاى مالى ناشى از جرم به بزه دیده پرداخت مى کند. این عمل در یک دورنماى احیاگر به عنوان روشى براى پاسخگو نگه داشتن مجرمان به خاطر اعمال خلاف شان انجام مى گیرد و نیز به مثابه راهکارى براى ترمیم آسیب هاى وارد آمده به بزده دیده به شمار مى رود. جبران ضرر و زیان مى تواند در هر کدام از روش هاى سه گانه یاد شده  (میانجیگرى ، گردهمایى و دوایر) اتخاذ شده و یا با راى قاضى به مرحله اجرا درآید. به عبارت دیگر هم از روش قانونى و هم از روش عرفى مى توان استفاده کرد.
مطالعات نشان داده اند که این شیوه رضایت بزه دیده از دستگاه عدالت را افزایش مى دهد. براساس برخى مطالعات، استفاده از این روش، منجر به کاهش تکرار جرم مى شود. مطالعات دیگرى هم نشان مى د هند که هرگاه جبران خسارت در فرآیند میانجیگرى معین شود، احتمال پرداخت کامل آن بیشتر از زمانى است که این تصمیم صرفاً ناشى از حکم دادگاه باشد.
خدمات عام المنفعه، فعالیتى است که توسط بزهکار در راستاى منافع جامعه صورت مى  گیرد. چشم انداز ترمیمى، روشى است براى جبران آسیبى که به واسطه وقوع جرم پدید آمده و توسط جامعه تحمل و تجربه شده است و به نحو مقتضى مى تواند به جاى تدابیر کیفرى یا روش هاى بازپرورى و اصلاح مجرم به کار گرفته شود. آنچه کاربرد این روش را به عنوان پاسخى ترمیمى متمایز مى کند، توجه و اهمیتى است که به آسیب وارد آمده بر اجتماع در اثر فعل مجرمانه داده مى شود و نیز تلاش براى تضمین این امر که آسیب یاد شده با خدمات عام المنفعه ترمیم مى شود. براى مثال افرادى را که به جرم دیوارنویسى در محله اى دستگیر شده اند، مى توان وا داشت که نوشته ها را پاک کرده و دیوار ها را به حال اول بازگردانند.
برنامه هاى خدمات عام المنفعه در آفریقا برپایه روش هاى عرفى بنا نهاده شده اند تا فرآیند اجتماعى شدن و بازپرورى بزهکار تسهیل شود.
• عدالت ترمیمى در جهان
با آ نکه از عمر عدالت ترمیمى چیزى کمتر از ۲۰ سال مى گذرد، ولى نفوذ آن با سرعت قابل توجهى در سراسر جهان در حال گسترش است. بر این اساس مى توانیم روند توسعه بین المللى در این زمینه را در دو بخش اساسى ردیابى کنیم:
نخست، فعالیت هاى نوآورانه توسط کشورها در به کارگیرى عدالت ترمیمى و دوم، تلفیق اندیشه هاى ترمیمى در نظام هاى حقوقى کشورهاى مختلف.
۱- نوآورى ها: آنچه در پى مى آید، نمونه هایى از فعالیت هاى ابداعى در زمینه اجراى عدالت ترمیمى است.
۱-۱- راهکارهاى بومى یا عرفى براى استفاده در سیستم عدالت کیفرى از جمله گردهمایى ها و تشکیل دوایر، کارآمد بوده است.
۱-۲- رودررویى بزه دیده و بزهکار در زندان ها نیز در اروپا و آمریکاى شمالى اجرا مى شود. در برخى موارد این امر مستلزم آن است که بزه دیدگان با بزهکاران خود در یک محیط میانجیگرى فراتر از دادگاه ملاقات کنند. این روش حتى در بند اعدامى هاى زندان تگزاس انجام مى شود. در موارد دیگر دیدارها مستلزم حضور گروه هایى از بزه دیدگان و بزهکاران نامرتبط با یکدیگر است. این نوع مواجهه ناگهانى ممکن است به دلیل ناشناخته بودن و یا دست نیافتنى بودن بزه دیدگان یا بزهکار صورت گیرد و یا به عنوان گام مقدماتى براى دیدار بزه دیدگان یا بزهکاران واقعى باشد.
۱-۳- گروهى از دوایر پشتیبانى در کانادا با مرتکبان جرایم جنسى (عمدتاً تجاوز به کودکان) کار مى کنند که در نتیجه حکم دادگاه به اجتماعات هولناک فرستاده شده اند. این برنامه با مراقبت منظم از بزهکار و تضمین آنکه منابع اجتماعى مورد نیاز او در دسترس است، باعث افزایش سلامتى عمومى مى شود. در این شیوه سلامتى بزهکار نیز به گونه اى تضمین مى شود. این امر با برگزارى تریبون آزاد براى اعضاى جامعه صورت مى گیرد تا نگرانى هایشان را ابراز کنند و در موارد ضرورى با مداخله اعضاى جامعه و یا همکارى با پلیس و دیگر نیروهاى انتظامى براى فراهم آوردن حمایت ها و خدمات مورد نیاز صورت مى پذیرد.
۱-۴- رژیم هاى زندان منحصر به فرد در آمریکاى لاتین و نقاط دیگرى که در آنها زندانیان به طور داوطلبانه حاضر به سکونت در آنها و استفاده از امکاناتشان مى شوند توسعه یافته اند. این رژیم ها خلقیات معنوى و فرهنگى خاصى را شکل مى دهند که نیازمند یادگیرى و برگزارى دوره هاى کارآموزى است.
۱-۵- دیدارهاى بزه دیده، بزهکار و جامعه در فازهاى متعددى از فرآیند عدالت کیفرى انجام مى پذیرند. این برنامه ها توسط رئیس نیروى پلیس یا ماموران آزادى مشروط در کانادا اجرا مى شوند.
۱-۶- از راهکارهاى ترمیمى براى نشان دادن تعارض میان شهروندان و دولت نیز استفاده مى شود. براى مثال مى توان به کمیسیون دوستى و آشتى ملى در آفریقاى جنوبى و کمیسیون معاهده ویتانگى در زلاندنو اشاره کرد.
۲- تلفیق ها: همچنین علائمى وجود دارد که نشان دهنده پیوستن رویکردهاى ترمیمى به روند کلى عدالت در جهان است.
۲-۱- اعمال روش هاى قانونى از سویى عوامل بازدارنده حقوقى و یا سیستماتیک را در استفاده از برنامه هاى ترمیمى کاهش و الزامات قانونى در برنامه هاى ترمیمى را افزایش داده است. این روش همچنین برنامه هاى ترمیمى را در جهت درست راهنمایى کرده و در راستاى حفظ حقوق بزه دیده و بزهکار انجام پذیرفته است.
۲-۲- تامین هزینه ها و اختصاص نیروى کار براى اجراى برنامه ها نیز رواج نیافته است. براى مثال بلژیک با تنظیم یک برنامه جهانى براى مبارزه با بیکارى و تغییرات معین در جنبه هاى گوناگون عدالت کیفرى از این راهکار بهره مى برد. این روش مبتنى است بر پیش بینى تحریم هاى کیفرى معین و سنجش نوعى از میانجیگرى پلیسى.
۲-۳- برنامه هایى به موازات قضاوت اصول ترمیمى در چارچوب سیستمیک را شامل مى شود. این روش در سطح دولت و ایالت و در برخى کشورها در سطح ملى اجرا شده است. هدف از این کار مشارکت کارشناسان عدالت جنایى و اعضاى جامعه در فرآیندى است که به برنامه اى براى اجرا و توسعه رویکردهاى ترمیمى ره ببرد.
۲-۴- تعداد برنامه هاى ترمیمى نیز در حال افزایش است. بیش از ۵۰۰ برنامه و پروژه میانجیگرى در اروپا و بیش از ۳۰۰ برنامه در آمریکا و نیز در حدود ۱۰۰ پروژه در کانادا در حال اجرا است.
۲-۵- هیأت هاى میان دولتى روند اجراى عدالت ترمیمى را گزارش مى دهند. در سال ۱۹۹۹ کمیته وزراى سازمان شوراى اروپا توصیه نامه اى را براى استفاده از روش میانجیگرى در پرونده هاى کیفرى تنظیم کرد. کتابچه سازمان ملل متحد درباره عدالت براى بزه دیدگان نیز اشاره مى کند که در چارچوب عدالت ترمیمى بزهکار به بزه دیده و بقیه جامعه در تلاش براى پدید آوردن رویکردى متعادل که معطوف به بزهکار و در عین حال متمرکز بر بزه دیده باشد، مشارکت کنند. به هر رو، جبران خسارت بزه دیده، به نقش کلیدى عدالت ترمیمى در بسیارى از کشورهاى توسعه یافته تبدیل شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
> روزنامه شرق: ۱۰ آذر ۱۳۸۳
> خبرنامه گویا (اینجا)

 
شنبه 7 آذر ماه سال 1383
:: گام اول برای توسعه گفتمان حقوقی ::

نخستین شماره مجله
گفتمان حقوق
 منتشر شد.
ماهنامه مستقل دانشجویی یادشده، قرار است با محوریت دانش حقوقی و در راستای توسعه گفتمانی آن گام بردارد. موضوع شماره اول، «سنت و تجدد در حقوق»است و در آن مطالبی از دکتر مصطفی ملکیان، دکتر عبدالکریم سروش، محمد شریف، دکتر ضیایی بیگدلی، دکتر میرسعیدی، عبدالفتاح سلطانی، محمد ضیمران، علی فاتح، حامد محسن‌پور، امیرسالار داوودی، حسین فراست‌خواه و ... به چاپ رسیده‌است.به زودی خلاصه مطالب این مجله در وبلاگ قرار داده خواهد شد.

علاقه‌مندان برای خرید مجله می‌توانند در بخش نظرخواهی این یادداشت آدرس پست الکترونیکی و تعداد نسخ درخواستی را نوشته و منتظر نامه ما باشند.

طرح روی جلد شماره نخست گفتمان حقوق
این شماره:  ویژه سنت و تجدد در حقوق                                                                          

*سرآغاز ............ گفتمان حقوق؛ چرا و چگونه؟(حسین فراست‌خواه)
*
گفتمان معرفتی.............. منابع حجیت در دنیای مدرن (گفت و گو با دکتر مصطفی ملکیان)
*
حقوق‌دان..................... سنت قانون‌اساسی در جوامع بشری(گفت و گو با محمد شریف)
*
حقوق‌دان..................... ضرورت‌همخوانی‌مقررات‌داخلی‌با‌‌قواعد‌بین‌المللی(گفت‌و‌گو‌با‌دکتر‌ضیایی)
*
حقوق‌دان...................... نظام قضای اجتهادی، نظام قضای قانونی(گفت‌و‌گو با دکتر میرسعیدی)
*
حقوق‌دان.....................حقوق در کشکول سنت و جادوی مدرنیته (عبدالفتاح سلطانی)
گفتار.......................... اندر باب امکان عدالت (دکتر عبدالکریم سروش)
*
دانش‌جو..................... آیین توسل به زور در حقوق بین‌الملل(علی فاتح)
*
دانش‌جو..................... منشاْ خطوط (حسین فراست‌خواه)
*
دانش‌جو..................... زندان؛ پیش‌درآمد دانش حقوقی (حامد محسن‌پور)
*
دانش‌جو..................... جرم‌شناسی اجتماعی و ضرورت فردی شدن مجازاتها(امیرسالار داوودی)
*
ترجمان....................... قانون، سنت و گذار در اروپای شرقی(م.قنبری،م.رئیسی‌فرد،س.زینل‌زاده)
*
گفتمان‌تاریخی............. مشروطیت ایرانی (سید حسن‌تقی‌زاده تبریزی)
*
کتابخانه...................... تنها در کنج غبارآلود کتابخانه
* کتابخانه...................... سوسیال دموکراسی حقوقی (گفت‌و گو با محمد ضیمران)
*
کتابخانه...................... کتاب‌شناسی سنت و تجدد در حقوق


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
Directory of Philosophy Blogs
تعداد بازدیدکنندگان : 179999


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در تبریز به دنیا آمدم؛ در تبریز مه آلود... در یکی از آخرین روزهای اولین ماه زمستان. دو بار به اول دبستان رفتم. یک سال را بعدا جهشی خواندم. تا اول دبیرستان در تبریز بودم و [...]؛ بگذریم! در سال ۱۳۷۷ به تهران مهاجرت کردیم. به رغم مخالفت‌های خانواده و اطرافیان، در رشته علوم انسانی ادامه تحصیل دادم و در مدرسه، مجله های «شمع»، «حقایق» و «کاغذ اخبار» را منتشر می کردم. در سال ۸۰ وارد دانشگاه علامه طباطبایی شدم و در رشته حقوق شروع به تحصیل کردم. حقوق و فلسفه را از همان دوران دبیرستان دوست می داشتم، اما فلسفه چیزی نبود که بخواهم در دانشگاه‌ بیاموزمش! در دانشکده با مجله «چگور» همکاری کردم و در سال ۸۳ «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی» را تاسیس نمودم و مجله تخصصی «گفتمان حقوق» را منتشر کردم. در طی سالهای ۷۷ تا ۸۰ نیز با چند روزنامه از قبیل «خرداد» و «جهان اسلام» همکاری هایی داشتم و در سال ۸۳ در سرویس حقوقی روزنامه «جمهوریت» فعال بودم. از بد حادثه، تمام این روزنامه ها تعطیل شدند! سپس فعالیت های مطبوعاتی ام در روزنامه شرق بود که شرق نیز از گزند توقیف در امان نماند. پس از تعطیلی شرق ارتباط فعالی با روزنامه خاصی نداشتم و گاه گداری سری به روزنامه دنیای اقتصاد و اعتماد ملی می‌زدم. تا اینکه چندی است مجددا با روزنامه «اعتماد» همکاری می‌نمایم. در سال ۸۴ و اوایل ۸۵ همکاری هایی هم با «دفتر پژوهشهای فرهنگی» داشتم که در حال حاضر کمتر شده است. از مرداد‌ماه ۸۵ تا اول بهمن، در «پایگاه مدیریت دانش شهری و حمایت از نخبگان شهرداری تهران» به عنوان مسئول کارگروه حقوق شهری مشغول به کار شدم. اینجا نیز به همان سرنوشتی دچار شد که «مرکز اطلاعات ساختمان و مسکن» - که از سال ۸۰ تا ۸۲ در آنجا کار می‌کردم- به آن گرفتار آمد: زوال! و به این نتیجه رسیده‌ام که تمام نهادهادی دولتی در ایران ناگزیر به چنین وضعی می‌افتند و مسیر انحطاط را می‌پیمایند!
علاوه بر «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی»، عضو دو انجمن دیگر نیز هستم؛ «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» و «انجمن فرهنگی و نیکوکاری احسان». در انجمن دفاع از حقوق زندانیان،  به عنوان عضو گروه پژوهشی و در انجمن احسان، در سمت مدیرعامل و مسئول گروه فرهنگی فعالیت می‌کنم.
به علوم انسانی مخصوصا فلسفه حقوق علاقه بسیار دارم. در موسیقی سنتی شجریان و در موسیقی کلاسیک موتسارت را بی اندازه دوست می دارم. در میان اندیشمندان نیز به کانت علاقه خاصی دارم. از نویسندگان ایرانی نیز، هیچ کس را به اندازه صادق هدایت دوست نمی‌دارم. در بین شاعران ایرانی، شاملو و در میان دیگران به لورکا علاقه‌مندم...
این وبلاگ را از سال ۱۳۸۲ شروع کردم. پیش‌تر وبلاگی با عنوان آفا داشتم که بیشتر حول محور حقوق‌بشر بود. در این وبلاگ برآنم تا هر از گاهی هر‌آنچه خوشایند طبع‌ام هست را منعکس کنم ولی گاه گریزی نیست از بازنمود چیزهایی هم که خوشایندم نیست. به هر رو ادامه حضور من در اینجا تا جایی است که برایم معنی‌دار باشد و این با تعامل فکری شما میسر خواهد بود. نظرات و ملاحظات و دغدغه‌های شما برای من مهم و ارزشمند است و باب هرگونه گفت‌وگویی را در این‌جا گشوده می‌بینم. باشد که روز رهایی فرا رسد...
شناسنامه کامل من...