فراست
  
 :: گاهنگارهای حسین فراست‌خواه درباره انسان، فرهنگ، شهروندی، حقوق، فلسفه و اخلاق ::
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 

آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 19 اسفند ماه سال 1383
:: جنایت علیه آدمیت::


هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند...

تصاویری که می بینید برای تحریک احساسات و عواطف شما درج نشده‌اند. شما و ما سنگدل‌تر از این حرف‌ها هستیم. فکر می‌کنید شما و من تقصیری در سوءاستفاده جسمانی از این کودک بی‌گناه نداریم؟ کودکی که [...] مذهب [...] و غیر انسانی این [...] گرسنه، بر گرده‌اش آویزان است؛ کمربسته ابوالفضل و هر [...] دیگر بخورد بر سر همه حاکمان و مردمان و روشنفکران این جامعه. خاک بر سرمان. خاک بر سرمان. تفو. تفو. تفو ... !!!
اول می‌خواستم نوشته‌ام حقوقی باشد و از حقوق کودک دم بزنم، بر حال خودم گریه‌ام آمد که من کجا و این وبلاگ کجا و رنج‌های عمیق و دهشتناک بشری کجا؟؟
دستان این کودک برای آن آفریده شده‌اند که زیر چرخ ماشین له شوند؟! [...] بر مرد و زن [...]صفتی که دستاورد شهوت چندش انگیزشان را چنین بی‌مقدار یافته‌اند و رهایش کرده‌اند تا روزی سرانجام بمیرد و هیچ صدایی برنخیزد و هیچ کس قطره اشکی نیز بنریزد! افسوس و هزار بار افسوس...
انسان در اینجا چقدر ذلیل و بینوا است! دریغ...
[...]
تصاویر زیر معرکه گیر سنگدلی را در جنوب تهران نشان میدهد که مدعی است این پسر کمر بسته ابوالفضل است ( در حالیکه این پسر بچه خردسال به مبلغ ناچیزی از خانواده فقیرش اجاره !! شده است )
لحظاتی بعد ماشین از روی دستان ضریف و شکننده کودک خردسال رد شد و همانطور که در انتهای عکسها مشاهده میکنید گریه و فریاد وی که ناشی از درد این عمل وحشیانه و فقر بود برخاست. مردمِ بیکار و خسته از یکنواختی درد آور زندگی ته جیب خود را دستی میزنند تا اگر پول خردی داشته باشند به این کودگ "کمر بسته ابوالفضل " صدقه ای بدهند.




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* منبع تصاویر: http://www.shoppersian.com


 
شنبه 8 اسفند ماه سال 1383
::وبلاگ جدید حقوقی::

وبلاگ «حقوق» به جمع وبلاگ‌های تخصصی پیوست. این وبلاگ را
 انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی را‌ه‌اندازی کرده‌‌است.
 در اولین یادداشت این وبلاگ، انجمن یادشده معرفی و اهداف و برنامه‌هایش عنوان شده‌است. نگارنده نیز از اعضای این انجمن بوده و در فعالیتهای آن از جمله انتشار مجله گفتمان حقوق مشارکت دارد.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
Directory of Philosophy Blogs
تعداد بازدیدکنندگان : 180007


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در تبریز به دنیا آمدم؛ در تبریز مه آلود... در یکی از آخرین روزهای اولین ماه زمستان. دو بار به اول دبستان رفتم. یک سال را بعدا جهشی خواندم. تا اول دبیرستان در تبریز بودم و [...]؛ بگذریم! در سال ۱۳۷۷ به تهران مهاجرت کردیم. به رغم مخالفت‌های خانواده و اطرافیان، در رشته علوم انسانی ادامه تحصیل دادم و در مدرسه، مجله های «شمع»، «حقایق» و «کاغذ اخبار» را منتشر می کردم. در سال ۸۰ وارد دانشگاه علامه طباطبایی شدم و در رشته حقوق شروع به تحصیل کردم. حقوق و فلسفه را از همان دوران دبیرستان دوست می داشتم، اما فلسفه چیزی نبود که بخواهم در دانشگاه‌ بیاموزمش! در دانشکده با مجله «چگور» همکاری کردم و در سال ۸۳ «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی» را تاسیس نمودم و مجله تخصصی «گفتمان حقوق» را منتشر کردم. در طی سالهای ۷۷ تا ۸۰ نیز با چند روزنامه از قبیل «خرداد» و «جهان اسلام» همکاری هایی داشتم و در سال ۸۳ در سرویس حقوقی روزنامه «جمهوریت» فعال بودم. از بد حادثه، تمام این روزنامه ها تعطیل شدند! سپس فعالیت های مطبوعاتی ام در روزنامه شرق بود که شرق نیز از گزند توقیف در امان نماند. پس از تعطیلی شرق ارتباط فعالی با روزنامه خاصی نداشتم و گاه گداری سری به روزنامه دنیای اقتصاد و اعتماد ملی می‌زدم. تا اینکه چندی است مجددا با روزنامه «اعتماد» همکاری می‌نمایم. در سال ۸۴ و اوایل ۸۵ همکاری هایی هم با «دفتر پژوهشهای فرهنگی» داشتم که در حال حاضر کمتر شده است. از مرداد‌ماه ۸۵ تا اول بهمن، در «پایگاه مدیریت دانش شهری و حمایت از نخبگان شهرداری تهران» به عنوان مسئول کارگروه حقوق شهری مشغول به کار شدم. اینجا نیز به همان سرنوشتی دچار شد که «مرکز اطلاعات ساختمان و مسکن» - که از سال ۸۰ تا ۸۲ در آنجا کار می‌کردم- به آن گرفتار آمد: زوال! و به این نتیجه رسیده‌ام که تمام نهادهادی دولتی در ایران ناگزیر به چنین وضعی می‌افتند و مسیر انحطاط را می‌پیمایند!
علاوه بر «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی»، عضو دو انجمن دیگر نیز هستم؛ «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» و «انجمن فرهنگی و نیکوکاری احسان». در انجمن دفاع از حقوق زندانیان،  به عنوان عضو گروه پژوهشی و در انجمن احسان، در سمت مدیرعامل و مسئول گروه فرهنگی فعالیت می‌کنم.
به علوم انسانی مخصوصا فلسفه حقوق علاقه بسیار دارم. در موسیقی سنتی شجریان و در موسیقی کلاسیک موتسارت را بی اندازه دوست می دارم. در میان اندیشمندان نیز به کانت علاقه خاصی دارم. از نویسندگان ایرانی نیز، هیچ کس را به اندازه صادق هدایت دوست نمی‌دارم. در بین شاعران ایرانی، شاملو و در میان دیگران به لورکا علاقه‌مندم...
این وبلاگ را از سال ۱۳۸۲ شروع کردم. پیش‌تر وبلاگی با عنوان آفا داشتم که بیشتر حول محور حقوق‌بشر بود. در این وبلاگ برآنم تا هر از گاهی هر‌آنچه خوشایند طبع‌ام هست را منعکس کنم ولی گاه گریزی نیست از بازنمود چیزهایی هم که خوشایندم نیست. به هر رو ادامه حضور من در اینجا تا جایی است که برایم معنی‌دار باشد و این با تعامل فکری شما میسر خواهد بود. نظرات و ملاحظات و دغدغه‌های شما برای من مهم و ارزشمند است و باب هرگونه گفت‌وگویی را در این‌جا گشوده می‌بینم. باشد که روز رهایی فرا رسد...
شناسنامه کامل من...