فراست
  
 :: گاهنگارهای حسین فراست‌خواه درباره انسان، فرهنگ، شهروندی، حقوق، فلسفه و اخلاق ::
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 

آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 22 تیر ماه سال 1384
اما هنوز همواره هرکجا همه ...

خشونتِ بی پایان


باز هم آتش
انفجارهای لندن را می گویم. انگار تمامی ندارد این انتقام جویی از حیات. ترور را همیشه می توان توجیه کرد. همیشه به دوستانم می گویم:"خدا انسان را آفرید. انسان توجیه را." و خشونت در سراپای مناسبات زندگی ما موج می زند. حتما خیلی خوانده و شنیده اید. ولی می دانم که نگرانی هایتان چند روزی بیشتر دوام نمی آورد. خود انگلیسی ها هم ظاهرا فراموش کرده اند! خبرگزارى آسوشیتدپرس نوشت بسیارى از مردم لندن براى آن که مغلوب ترور نشوند گفته اند که فعالیت هاى روزمره خود را ادامه خواهند داد. این خیلی جالب و عجیب است. به نظرم کمی شبیه به فرو بردن سر در برف می ماند.
حسینعلی منتظری انسان خوبی است. موضع گیری اخیرش درباره انتخابات به نظرم جالب آمد. در پاسخ به سوالی در مورد اینکه از کدام کاندیدا حمایت می کنید، پاسخی نداد و در پاسخ به سوال بعدی که در مورد نفس شرکت در انتخابات بود، گفته بود که انتخابات پدیده ای مدرن است و نباید جنبه تقلیدی پیدا کند. مردم در چنین مواردی باید به عقل خود رجوع کنند نه اینکه چشم به دهان مرجع تقلید بدوزند.(نقل به مضمون) اکنون نیز پس از انفجارهای اخیر لندن از ترور گفته است: "اسلام دین رحمت است و انفجارهای عراق و افغانستان و سایر کشورها و اخیرا در شهر لندن به طور قطع با هیچ منطق انسانی و با هیچ دین و آیین آسمانی سازگار نیست و مورد انزجار و نفرت هر انسان با وجدان و منصف قرار می‌گیرد." استفاده از عباراتی چون "منطق انسانی"، "وجدان" و ... هم که به جای خود!

جنایت و مکافات

براى متهم پرونده قتل در مترو کرج از سوى دادیار شعبه اول دادسراى ویژه روحانیت به اتهام قتل عمد قرار مجرمیت صادر شد. قاضى زرندى در قرار صادره براى متهم ۳۹ ساله پرونده که از کارمندان نیروى انتظامى است تقاضاى قصاص کرده است. هم اکنون پرونده در اختیار دادستان ویژه روحانیت قرار گرفته است و در صورت تائید قرار مجرمیت صادره براى متهم که روحانى است از سوى دادستان کیفرخواست صادر و پرونده براى محاکمه به دادگاه خواهد رفت.
دقیقا نمی دانم دلیل اینهمه تاخیر برای صدو چنین حکمی چه بود؟

پیدایش روشنفکران

شرق مقاله ای از آنتونیو گرامشی چاپ کرد در دو قسمت که پیشنهاد می کنم حتما بخوانیدش اگر نخوانده اید! صالح نجفی مترجم این مقاله در ابتدای مقاله نوشته است:

آنتونیو گرامشى (۱۹۳۷- ۱۸۹۱) روشنفکر نامدار و مبارز کم نظیر ایتالیایى و از برجسته ترین چهره هاى فلسفه سیاسى مارکسیسم و بنیادگذار حزب کمونیست ایتالیا که در ضمن این همه به روزنامه نگارى اشتغال داشت. عمر کوتاه اما پربار حزب او از پنج سال تجاوز نکرد. فاشیست ها در ۱۹۲۶ حزب او را غیرقانونى خواندند و گرامشى در ۳۵ سالگى و در اوج خلاقیت و فعالیت فکرى- مبارزاتى به زندان افتاد. حاصل ۱۱ سال زندان او قریب به ۲۰۰۰ صفحه نوشته ها و یادداشت ها و نامه هایى است که در زمره ارزنده ترین متن هاى مارکسیستى قرن بیستم اند. در سال ۱۹۳۷ او را که سخت بیمار شده بود آزاد کردند اما کمى بعد درگذشت. رساله «روشنفکران» به قولى حاوى مهمترین محورهاى نظرى آراى گرامشى است.گرامشى در این نوشته این فرضیه را پیش مى کشید که شاید بتوان گفت همه مردم روشنفکر هستند ولیکن همگان کارکرد و رسالتى را که بر دوش روشنفکر است بر دوش ندارند. ادوارد سعید گرامشى را نمونه بارز کارکردى مى داند که خود براى روشنفکران قائل بود. گرامشى ضمن سازماندهى به جنبش طبقه کارگر ایتالیا در مقالاتى که در هفته نامه اش منتشر کرد شمارى از درخشان ترین تحلیل هاى اجتماعى قرن را به جهان اندیشه سپرد. (ادامه مقاله قسمت اول - قسمت پایانی)

حقوق زنان، اما آرام، آرام!

می دانید انگلستان کجاست؟ همانجایی است که اعلامیه استقلال و منشور کبیر مگنا کارتا در آنجا نوشته شده است. با خواندن این خبر، شاید کمی خجالتمان کم شود! درست است که ما نمی توانیم رئیس جمهور زن یا قاضی زن و یا رهبر زن و یا امام جماعت زن و... داشته باشیم، ولی بدانیم که در انگلستان هم زنان حقوق ناستانده ای دارند که کم کم به آن ها می رسند. این خبر بی بی سی جالب است:

موانع اسقف شدن زنان در کلیسای انگستان برطرف شد. جین لیتل خبرنگار بی بی سی در امور مذهبی نوشت: نهاد حاکمیت کلیسای انگلستان در اقدامی مهم که ممکن است باعث ایجاد شکاف در این کلیسا شود جهت انتصاب زنان به عنوان اسقف گام برداشته است. شورای عمومی کلیسا در نشست خود در شهر یورک در شمال انگلیس به حذف موانع حقوقی در سر راه ارتقا زنان کشیش به مقام اسقف رای داده است.

روحانیون، اسقف ها و غیرروحانیون پس از چهار ساعت مباحثات فشرده با اکثریت آرا به نفع اسقف شدن زنان رای دادند. این اقدام راه را برای تدوین قوانین تازه در کلیسا هموار می کند که فرآیند آن دست کم سه سال به طول خواهد انجامید. حامیان این تغییر نسبت به تصمیم تازه کلیسای انگلستان ابراز شادمانی کرده اند. آنها می خواستند بدانند چرا کلیسایی که برای بیش از یک دهه کشیش های زن داشته است به آنها اجازه ترفیع نمی دهد.

اما مخالفان این اقدام را شکننده سنت می دانند و بسیاری از آنها معتقدند که زنان در نظام کلیسا نمی توانند در به عهده گرفتن نقش های رهبری از مردان پیشی گیرند. یک اسقف هشدار داد که ممکن است صدها کشیش و همچنین غیرروحانی کلیسا را ترک کنند مگر آنکه تدبیر ویژه ای برای رفع درخواست های آنها دیده شود. برخی نیز خواهان ایجاد کلیسایی در درون کلیسا هستند به طوری که کلیه رهبران آن مرد باشند.

کلیسای انگستان مادر کلیسای جهانی آنگلیکان (انگلیسی) است که هم اکنون بر سر مسئله همجنسگرایی دچار تفرقه است. درحال حاضر چندین بخش از نواحی تحت کنترل اسقف های اعظم در کلیسای آنگلیکان دارای اسقف های زن هستند، اما رای تازه می تواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. دکتر روئان ویلیامز، اسقف اعظم کانتربری، گفته است که به لحاظ نظری هیچ مانعی وجود ندارد که زنان اسقف در کلیسای انگلستان بالاخره روزی در آینده به عنوان رهبر پیروان جهانی این کلیسا جانشین او شوند.


حقوق زنان، حقوق دختران... خیلی خیلی آرام!

یک مقام ایرانی گفت که اکثر دختران فراری 24 ساعت بعد از فرار مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. به هر حال همیشه این اتفاقات می افتند و ما آن دختران را دستگیر می کنیم و به کانون اصلاح و تربیت می فرستیم. اما علاج کار واقعا در چیست؟ خانه عفاف لابد؟!!!!!

شیرین مثل ...

شیرین عبادی فعال حقوق کودک در ایران که جایزه صلح نوبل را به او هم داده اند، قرار است روز سیزدهم ژوئیه در امپریال کالج لندن درباره وضعیت حقوق بشر در ایران و خاورمیانه سخنرانی کند. امیدوارم حرف به درد بخور و تازه ای بزند. خسته شدیم از حقوق بشری های شعارگرای اطرافمان که دکان درست کرده اند و شده اند فعال حقوق بشر! تازه یه قورت و نیم شان هم باقی است!!!

زهرا کاظمی... بی هیچ خنده ای

چندی پیش پروفسور مایکل ایگناتی یف استاد حقوق بشر دانشگاه هاروارد در ایران بود. در سخنرانی هایش شرکت کردم. او یک شهروند کانادایی است و تقریبا در تمام صحبتهایش به مسئله زهرا کاظمی اشاره می کرد. او از قتل کاظمی به عنوان نقض صریح حقوق بشر یاد می کرد و دولت ایران را در این زمینه مسئول می دانست. با وجود گذشت دو سال از این واقعه ناگوار هنوز هیچ اقدامی برای اقامه عدل در حکومت عدل علی نشده است.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
Directory of Philosophy Blogs
تعداد بازدیدکنندگان : 179972


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در تبریز به دنیا آمدم؛ در تبریز مه آلود... در یکی از آخرین روزهای اولین ماه زمستان. دو بار به اول دبستان رفتم. یک سال را بعدا جهشی خواندم. تا اول دبیرستان در تبریز بودم و [...]؛ بگذریم! در سال ۱۳۷۷ به تهران مهاجرت کردیم. به رغم مخالفت‌های خانواده و اطرافیان، در رشته علوم انسانی ادامه تحصیل دادم و در مدرسه، مجله های «شمع»، «حقایق» و «کاغذ اخبار» را منتشر می کردم. در سال ۸۰ وارد دانشگاه علامه طباطبایی شدم و در رشته حقوق شروع به تحصیل کردم. حقوق و فلسفه را از همان دوران دبیرستان دوست می داشتم، اما فلسفه چیزی نبود که بخواهم در دانشگاه‌ بیاموزمش! در دانشکده با مجله «چگور» همکاری کردم و در سال ۸۳ «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی» را تاسیس نمودم و مجله تخصصی «گفتمان حقوق» را منتشر کردم. در طی سالهای ۷۷ تا ۸۰ نیز با چند روزنامه از قبیل «خرداد» و «جهان اسلام» همکاری هایی داشتم و در سال ۸۳ در سرویس حقوقی روزنامه «جمهوریت» فعال بودم. از بد حادثه، تمام این روزنامه ها تعطیل شدند! سپس فعالیت های مطبوعاتی ام در روزنامه شرق بود که شرق نیز از گزند توقیف در امان نماند. پس از تعطیلی شرق ارتباط فعالی با روزنامه خاصی نداشتم و گاه گداری سری به روزنامه دنیای اقتصاد و اعتماد ملی می‌زدم. تا اینکه چندی است مجددا با روزنامه «اعتماد» همکاری می‌نمایم. در سال ۸۴ و اوایل ۸۵ همکاری هایی هم با «دفتر پژوهشهای فرهنگی» داشتم که در حال حاضر کمتر شده است. از مرداد‌ماه ۸۵ تا اول بهمن، در «پایگاه مدیریت دانش شهری و حمایت از نخبگان شهرداری تهران» به عنوان مسئول کارگروه حقوق شهری مشغول به کار شدم. اینجا نیز به همان سرنوشتی دچار شد که «مرکز اطلاعات ساختمان و مسکن» - که از سال ۸۰ تا ۸۲ در آنجا کار می‌کردم- به آن گرفتار آمد: زوال! و به این نتیجه رسیده‌ام که تمام نهادهادی دولتی در ایران ناگزیر به چنین وضعی می‌افتند و مسیر انحطاط را می‌پیمایند!
علاوه بر «انجمن مطالعات توسعه گفتمان حقوقی»، عضو دو انجمن دیگر نیز هستم؛ «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» و «انجمن فرهنگی و نیکوکاری احسان». در انجمن دفاع از حقوق زندانیان،  به عنوان عضو گروه پژوهشی و در انجمن احسان، در سمت مدیرعامل و مسئول گروه فرهنگی فعالیت می‌کنم.
به علوم انسانی مخصوصا فلسفه حقوق علاقه بسیار دارم. در موسیقی سنتی شجریان و در موسیقی کلاسیک موتسارت را بی اندازه دوست می دارم. در میان اندیشمندان نیز به کانت علاقه خاصی دارم. از نویسندگان ایرانی نیز، هیچ کس را به اندازه صادق هدایت دوست نمی‌دارم. در بین شاعران ایرانی، شاملو و در میان دیگران به لورکا علاقه‌مندم...
این وبلاگ را از سال ۱۳۸۲ شروع کردم. پیش‌تر وبلاگی با عنوان آفا داشتم که بیشتر حول محور حقوق‌بشر بود. در این وبلاگ برآنم تا هر از گاهی هر‌آنچه خوشایند طبع‌ام هست را منعکس کنم ولی گاه گریزی نیست از بازنمود چیزهایی هم که خوشایندم نیست. به هر رو ادامه حضور من در اینجا تا جایی است که برایم معنی‌دار باشد و این با تعامل فکری شما میسر خواهد بود. نظرات و ملاحظات و دغدغه‌های شما برای من مهم و ارزشمند است و باب هرگونه گفت‌وگویی را در این‌جا گشوده می‌بینم. باشد که روز رهایی فرا رسد...
شناسنامه کامل من...