بحث ازدواج موقت هر از گاهی به صورت ژورنالیستی داغ میشود و گروهی را به واکنش میاندازد. همان روز که تیتر روزنامهها عمدتا حرف پورمحمدی (وزیر کشور) مبنی بر «ترویج جسورانه ازدواج موقت» شده بود، آتش این واکنش، دامن مرا نیز گرفت. هرچند من خود، اهل واکنش نیستم و مدتهاست که این رفتار ناخودآگاه را از خود راندهام، اما به هر حال در همان دقایقی که در رستوران دانشکده با دوستان گفتوگو میکردیم، ناگهان زنگ موبایلم به صدا در آمد. خبرنگار ایسنا که از دوستان فمینیست تندرو من نیز هست، آن سوی خط بود. از من خواست که نظرم را درباره ازدواج موقت به او بگویم. من هم حرفهایی زدم که چند ساعت بعد، تنها یک جمله شکسته بسته از آن همه حرف و حدیث در سایت ایسنا منتشر شد و فردای آن روز هم «همشهری» چاپ کرد. برخی که مرا بیشتر میشناختند، میدانستند که ماجرا از چه قرار است، لیک آن دسته از دوستانی که فقط تا حدودی میشناختندم، ظاهرا متعجب شدند. برخی این شگفتی را بروز دادند و برخی شکیبایی به خرج دادند و در فرصتی به صورت غیر مستقیم این شگفتی را ابراز نمودند. بعدا فهمیدم که همین بلا بر سر دکتر فاضلی هم آمده بود و ایشان هم از وارونه نمایی سخنان خود ناخرسند بود. با این همه، باز هم واکنشی نشان ندادم؛ حتی به آن دوست عزیزی که مصاحبه را انجام داده بود. ولی گمان میکنم اکنون که تب آن خبر فروکش کرده، به دور از جنجال و واکنش و داد و بیداد، نکاتی را یادآور شوم که همواره از سالها پیش بدانها معتقد بودم و در هر مجال و مقالی که فرا دست آمده، به نحوی بیان کردهام و از این حیث، حرف تازهای نیست و البته هنوز نگاه تازهای هست!
***
اولا اینکه، ازدواج موقت در قانون ما وجود دارد. برخلاف گمان عدهای که فکر میکنند ازدواج موقت گاهی قانونی میشود و گاهی ممنوع! ثانیا از جمله احکام امضایی اسلام است و نه احکام تأسیسی. بدین معنا که در آن زمان، چند همسری به صورت بیرویهای رواج داشته و این پدیده، شرعی شده است و البته به واسطه همین شرعی شدن، تحت کنترل نیز در آمده است. از اینها که بگذریم، من فکر نمیکنم که ازدواج موقت، شیوهای برای حل مسئله شهوت باشد. در بسیاری از تحلیلهایی که امروزه میخوانیم و میشنویم، معتقدند که ازدواج موقت، راهکاری برای حل مسئله شهوت در آدمی است. چنین تحلیلی به زعم من دور از دوراندیشی است! ازدواج موقت در اصل، راهکاری برای کنترل چند همسری است. (من به زودی تفصیل این حرفها را خواهم نوشت). اگر اینگونه نگاه کنیم، اساسا ازدواج راه حل مشکل شهوت است! که من با این نگرش نیز مخالف هستم. برای حل این مشکل، راه های بسیاری هست که مردم خودشان میدانند و نیازی به راهکار شرعی یا قانونی نیست. بحثم را خلاصه و متمرکز میکنم روی دعوایی که در روزهای اخیر اتفاق افتاد.
پیش از هر چیز، من تمام تبلیغات دولتی را که در راستای ترویج ازدواج موقت صورت میگیرد، مبتذل، کژ و البته غیر حقوق بشری میدانم. فکر نمیکنم اظهارات پورمحمدی از روی دلسوزی برای جامعه یا از سر حل مشکلی از مشکلات اجتماعی باشد. ترجیح میدهم از روی محافظهکاری هم که شده، حدس نزنم که از چه رو این سخنان گفته میشود تا بعدا متهم به ایراد تهمت نشوم. ولی میتوانم بگویم که من به حسن نیت ایشان اعتماد ندارم. اما فارغ از این شعارهای عوامفریبانه دولتی که به اندازه «آوردن پول نفت بر سر سفره مردم» گریهدار است، من به عنوان یک دانشپژوه حقوق و علوم اجتماعی به این ماجرا نگاه میکنم. وجه تأکید من روی حقوق زنان در جامعه است و با رویکردی فمینیستی مسئله را تحلیل میکنم.
در جامعه ما، ازدواج معمولا محملی برای تضعیف حقوق زن میشود و او را در سیطره حقوق مذکر قرار میدهد. در زمینه حقوق مالی، زن تابع مرد است. از نظر حقوق جنسی، زن مطیع مرد است. از حیث حقوق اجتماعی مانند اشتغال، زن تابع مرد است. در مورد حق بر فرزندان، زن در اولویت پس از مرد است. در باب ارث و دیه و غیره هم به همین ترتیب. تمام این محدودیتهای حقوقی، توسط قوانین داخلی ایران، حمایت میشوند. پس اگر بتوان به گونهای این آسیبها و محدودیتها را به حداقل رساند، در واقع به حقوق زن خدمت شده است. برای من به عنوان کسی که گرایش لیبرال دارد، رهیافت اصلی در مسئله فمینیسم و حقوق زنان، اصلاح تدریجی ساختار حقوقی است. با توجه به تمام حرفهایی که گفتم، لطفا به بخش آخر حرفهایم عنایت بفرمایید.
«امنیت»، ریشه اصلی زنجیره محدودیتهایی است که در بالا به آنها اشاره شد. وقتی این امنیت تهدید میشود، آن مشکلات تولید میشوند. منظور من از امنیت، در دو ساحت درونی و برونی جلوهگر میشود. بیشتر توضیح میدهم! زن وقتی به ازدواج شخصی در میآید، همواره بیم آن دارد که همسرش، او را ترک کند. طلاق اتفاق مهیبی نیست. اما در جامعه ما و نوع نگرشی که نسبت به آن دارد، طلاق به ضرر مرد نیست، اما برای زن، مشکلات زیادی به همراه میآورد. قانون، «حق طلاق» را در اختیار مرد گذاشته است و مرد هر آن که اراده کند، میتواند زن خویش را ترک کند. برای همین، زن مجبور است برای پیشگیری از چنین اتفاقی، هر امتیازی به شوهر بدهد تا ریسک طلاق کاهش یابد. او در هر زمینه دم فرو میبندد و در برابر پایمال شدن حقوق خویش دم فرو میبندد. اینگونه است که میگویم، امنیت درونی و روانی از زن سلب میشود. او برای آنکه بعدا امنیت اجتماعیاش در معرض تهدید قرار نگیرد، تن به هر کاری میدهد. من میخواهم به رابطه دو سویه تضییع حق زن در رابطه ازدواج اشاره کنم که این یک سوی آن بود و اکنون سوی دوم ماجرا..
بخش دوم، امنیت بیرونی است که من آن را در پیوند محکمی با مسائل مالی و اقتصادی میدانم. مرد در قانون مدنی، رئیس خانواده به شمار میرود. وظیفه دارد که به زن، نفقه بپردازد. نفقه تبدیل به ساختاری سلطهگر میشود. مرد به دلیل آنکه پول زن را میدهد، بر او حکم میراند. به دلیل سلطه مالی، مرد حق و امتیاز بیشتری به خود میدهد و زن برای آنکه از موهبات مالی مرد برخوردار است، باز تن به سکوت میدهد. این مسئله حتی در مورد زنانی که شاغل هستند نیز وجود دارد ولی در آنها امنیت مالی و بیرونی کمتر تهدید میشود تا امنیت درونی و روانی (طلاق و جدایی). به این نکات این را هم بیفزایم که مهریه، در ازدواج دایم، اختیاری است یعنی میتواند نباشد.
اما در ازدواج موقت، مهریه اجباری است. مرد وظیفه پرداخت نفقه ندارد. طلاق هم یکطرفه نیست. فکر میکنم دیگر کلید معما را یافته باشید! اجباری بودن مهریه در ازدواج موقت، باعث میشود که در صورت هرگونه جدایی، حقی مالی قطعا به زن تعلق یابد. موظف نبودن مرد به پرداخت نفقه، عملا او را از مقام یک سلطهگر اقتصادی به زیر میکشد. طلاق در ازدواج موقت، به توافق طرفین و اتمام زمان عقد صورت میگیرد. مرد هر وقت که بخواهد نمیتواند زن را طلاق دهد. امنیت روانی زن هم در اینجا تا حد زیادی تأمین میشود.
و اما در نهایت، نتیجه گیری من:
۱. فعالان حقوق زنان، بهتر است بکوشند تا نکات قوت ازدواج موقت را به ازدواج دایم تسری دهند. مخصوصا در مورد حق طلاق و حقوق مالی.
۲. دختر – پسرهایی که همدیگر را دوست دارند و در پی بهرهکشی از یکدیگر نیستند و میخواهند رابطهای انسانی با یکدیگر داشته باشند و هیچ نیت سوء استفاده و سلطه بر یکدیگر ندارند، میتوانند با ورود به ساختار حقوقی ازدواج موقت، از نظر حقوقی هم خیال خود را راحت کنند که ما میخواهیم رابطهای مبتنی بر حقوق انسانی و اخلاقی داشته باشیم. یعنی ازدواج موقت را آگاهانه و بر این اساس که از نظر حقوقی هم راه را برای برخی سوء استفادهها بسته است، انتخاب کنند. ۳. گاهی میتوان از برخی اظهار نظرها بهترین استفاده را کرد، به شرطی که به دام واکنش نیفتیم. بهترین بردها هنگامی رخ میدهند که حریف برای گرفتن امتیاز، ترفندی انحرافی به کار میبرد. اگر آن ترفند را فهمیدی و هوشیار بودی، میتوانی از همان دریچه، امتیاز بگیری. |