فراست

.: یادداشت‌های حسین فراستخواه درباره مسئله‌های انسانی :.

 

 

بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30


آرشیو
موضوع بندی

200 کارتون معروف 200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 20 مرداد 1384
:: پاسخ به نامه یک دوست ::

در باب

تقلیل گرایی، موشک و دموکراسی

 

دوست عزیزم؛

نامه ات شادم کرد. از اینکه خواستی نکته ای به من یادآوری کنی، بسیار خوشحال شدم. آنچه در اینجا می نویسم تنها به رسم احترام به نامه تست و نه جدال بر سر حقانیت خویش. پس بدان که به چنین یادآوریهایی همواره نیازمندم و صمیمانه در انتظار گوشزدهایت هستم. تو را به خوبی می شناسم و از ضمیر روشن ات آگاه ام و در این مدت آشنایی نیز بی بهره از آن نبوده ام. و اما در خصوص بحثمان...

گمان می کنم در چند بخش در خصوص نامه تو چیز هایی بنویسم.

 

  • تقلیل گرایی یا Reductionism :

راست میگویی. نباید مفاهیم کلان را به مصادیق خرد فرو کاست. اینکه بگوییم «مرگ چند کودک در اثر اسهال در افغانستان حاصل دموکراسی وارداتی است»، گزاره ای نادرست و غیر علمی است. هر چند که نمی توان گفت که «آن» به «این» هیچ ربطی ندارد. اما می دانی؟ مشکل من در این است که خواسته ام سر طناب را خیلی زود به انتهایش پیوند دهم! به عبارتی خواسته ام خیلی زود نتیجه بگیرم و این سوء تفاهمی را ایجاد کرده است.

من در صدد بیان این نبوده ام که با حمله آمریکا به افغانستان چنین شده است. بله! می دانم. پیش از آن نیز در آنجا بر اثر حتی نیش پشه بچه ها مرده اند و میمیرند. اتفاقا سخن من این است که حتی با وجود حمله آمریکا و تضعیف (نه نابودی) طالبان، نه تنها دموکراسی در آنجا مستقر نشده است، بلکه ساده ترین امکانات بهداشتی نیز در اختیارشان قرار نگرفته است. خودت بهتر از من می دانی که «سلامت» از حقوق انسانی ما است. اگر جنگ آمریکا به خاطر حقوق بشر است، چرا اجازه می دهد سی کودک در اثر بیماری ساده ای جان دهند؟ آیا خرج آموکسی سیلین از هواپیمای B2 و موشک بیشتر است؟!

بله نباید دموکراسی را فرو کاست. ولی دموکراسی در جامعه ای شکل می گیرد که نه تنها روزنامه منتشر و انتخابات آزاد برگزار شود، بلکه شاخص سلامت و بهزیستی هم در حد استاندارد باشد. اساسا جامعه بیمار، دموکراسی نمی خواهد. برایش بی معنی است. همانطور که در جامعه ما بنا به دلایل دیگری دموکراسی برای بسیاری بی معنی است و نتیجه اش را هم دیدیم. بنابراین نه در اینجا، بلکه در یک پژوهش علمی می توان به این نتیجه رسید که دموکراسی به بیماری اسهال و مرگ چند کودک در اثر آن نیز ربط دارد.

در واقع من حمله آمریکا را دال بر وقوع بیماری و مرگ و میر در افغانستان نمی دانم. ولی:

  1. دولت آمریکا را در این زمینه مسئول می دانم
  2. می خواهم بگویم که جنگ و خشونت، خوشبختی نمی آورد.

در مورد دومی کمی بیشتر توضیح می دهم.

تو از ارمغانی صحبت می کنی که در خوشبینانه ترین حالت، هنوز جعبه اش باز نشده است. کدام دموکراسی؟ مگر در افغانستان امروز، دموکراسی هست؟ آن هم دموکراسی غربی؟! به نظرم تو – دوست من – کمی دچار اشتباه شده ای. بله! آمریکایی ها گفته اند که ما برای افغانستان دموکراسی آورده ایم. ولی مگر من و تو چشم نداریم؟ مگر ماهواره و اینترنت نداریم؟ مگر اطلاعات نداریم؟ آیا واقعا در افغانستان دموکراسی مستقر شده است؟ می دانی که اگر بگویی آری، خواهم گفت انتخابات ریاست جمهوری ایران یادت نرود که همه مان متفق القول بودیم که اسم این دموکراسی نیست. شکلش شاید اما اسمش نه.

تو گفته ای «اگر امروز من و تو بر خلاف گذشته از مردن چند کودک افغانی مطلع هستیم از برکت همین دموکراسی است که به زور پرواز هواپیماهای  B2 بر سر افغانها به ارمغان آمده است». آیا برکت دموکراسی، همین است؟ پس آن وقت دموکراسی عجب چیز کوچکی است!

می بینی؟ خودت هم به دام همین تقلیل گرایی افتاده ای. الان جامعه جهانی آنقدر کوچک شده که دیگر منتظر نمی ماند تا دموکراسی اخبار را به مردم برساند. مگر از اخبار ممالک پادشاهی بی اطلاعیم؟ یا مگر می دانیم در آمریکا که مدعی بهترین دموکراسی در جهان است، چند نفر در کنار خیابانها می میرند و یا چند زن در اثر خشونت خانگی جان می دهند یا چند کودک مورد آزار جنسی قرار می گیرند؟ نگو که در آنجا چنین چیزی رخ نمی دهد.

پس می بینی؟ به قول خودت سرنخ دعوا جای دیگری است!

 

  • موشک:

من در مورد عدم خشونت آن قدر مطلق فکر می کنم که معتقدم به هیچ وجه مو لای درزش نمی رود! بنابراین ممکن است بحث در این مورد چندان سودمند نباشد. چرا که پیشفرض قطعی من این است که «عدم خشونت در هر کجا و در هر شرایطی از خشونت بهتر و بر آن ارجح است

می بینی چطور حکم صادر می کنم؟! بگذار در این مورد – بله فقط در این مورد – مطلق فکر کنم. بنابراین باز هم می گویم که با موشک نمی توان خوشبختی آورد. چون موشک کارکردش تخریب است. خون می پاشد. حال چه خون ملاعمر باشد چه خون احمدشاه مسعود. خشونت، خشونت می آورد؛ آرامش نمی آورد. اندوه می آورد. شادی نمی آورد. ویرانی است، نه آبادی...

تونی بلر هم ملاک حقانیت نیست. او دایره المعارف نیست که به سخنش ارجاع دهیم و به واسطه آن سخنان دیگر را نقض کنیم. باز هم مواظب باشیم که دچار خطای معرفتی نشویم. من می گویم ممکن است که x حرف اشتباه بزند. y هم حرف دیگری می زند. در اینجا نمی توان لزوما اشتباه بودن حرف x را از حرف y استخراج کرد. اشتباه بودن حرف x را می توان با بحث و مراجعه به فکر ناب نقض کرد.

چه توجیه ضعیفی است:موشک می زنیم تا روزنامه ها آزادانه بتوانند از این به بعد نقد کنند و ریشه بدی بخشکد! مرغ پخته هم خنده اش نیاید، من خنده ام می گیرد!! مگر آزادی و دموکراسی در خود غرب اینگونه پدید آمده؟

 

  • دموکراسی:

در این مورد حرف و حدیث بسیار است و تو خود بهتر از من به ابعاد و زوایایش آگاهی. اما چند ماهی است که موضوعی ذهنم را به خود مشغول کرده است. موضوعی که اتفاقا دلیل پیدایش اش در ذهن من، همین اقدامات اخیر آمریکا در منطقه بود. اگر مثل هزاران موضوع دیگر – ناتمام یا تمام -  داخل کشویم نگذارم، حتما در اینجا مطرح خواهم کرد. ولی آن را به مجال دیگری...

 


به هر حال از اطناب و روده درازی ام معذرت می خواهم و دوباره از تو به خاطر یادآوری ات صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

 

راستی، گفته بودی که در مشی ضد آمریکایی بودن، از همه رادیکال تری... بابا بی خیال. خودشو ناراحات نکن!

خیلی مخلصیم؛ حسین


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
Directory of Philosophy Blogs
تعداد بازدیدکنندگان : 309041


 
Powered by BlogSky.com
عناوین آخرین یادداشت ها
اگر بر‌هنه توانی شدن پیش آفتاب بهتر، که آن آفتاب سیاه نکند بل که سپید کند و اگر نه، باری جامه را سبک‌تر کن تا ذوق آفتاب را بینی. مدتی به ترشی خو کرده‌ای باری، شیرینی را نیز بیازما.
مولوی – فیه ما فیه
                        
در خانقاه طاقت من ندارند، در مدرسه از بحث من دیوانه شوند؛ مردمان عاقل را چرا دیوانه باید کرد؟ با او امکان نبود گفتن، الا همبن که من صوفیم! نیستم، این خانقاه جای پاکان است که پروای خریدن و پختن ندارند.
شمس تبریزی - مقالات

شناسنامه کامل من...