در انکار اجبار

è در ادامه یادداشت کوتاهی که درباره «شناخت و آزادی» با اشاره به گفته‌ای از پوپر داشتم، می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر به همین مسئله بپردازم و این‌بار با نگاه هایک. ê

گفتیم معرفت‌شناسی لیبرال بر این گزاره بنیادین تأکید می‌کند که: «انسان استعداد شناخت دارد، پس انسان می‌تواند آزاد باشد». فردریش فون هایک اقتصاددان برجسته لیبرال (مکتب اتریش)، از همین منظر و به منظور احترام به قوه شناسایی در انسان و آزادی او، به نقد «اجبار» می‌پردازد. او معتقد است که اجبار، درست به این دلیل نامطلوب است که فرد را به منزله موجودی اندیشمند و ارزش‌گذار حذف می‌کند و او را صرفا به ابزاری ساده در جهت دستیابی به اهدافی دیگر بدل می‌کند. هایکç

منظور هایک کاملا روشن است؛ اگر به انسان به عنوان موجودی که توانایی شناخت دارد بنگریم، دیگر جایی برای این تصور باقی نمی‌ماند که می‌توان بر او حکومت جابرانه کرد. زیرا مکاتبی به چنین شیوه حکومت پرداخته‌اند که معتقد بودند انسان از شناخت همه چیز عاجز است و بنابراین نمی‌تواند راه سعادت خویش را بیابد و رسالت گروهی خاص است که به دلیل دستیابی به سرچشمه‌های معرفت و شناخت (چه الاهی و چه سکولار) سایر آدمیان را به سرمنزل نیک‌انجامی رهنمون شوند. همین اندیشه، می‌شود مبنای موجودیت تفکر توتالیتر. é

در ضمن اگر مایل به شناخت هایک هستید، سه کتاب زیر پیشنهاد می‌شود: É

v      درباره هایک؛ نوشته موسی غنی‌نژاد؛ انتشارات نگاه معاصر

v   قانون، قانون‌گذاری و آزادی؛ نوشته فردریش فون هایک. ترجمه موسی غنی‌نژاد و مهشید معیری. انتشارات طرح نو

v   در سنگر آزادی؛ مقالاتی از فردریش فون هایک. ترجمه عزت‌الله فولادوند. انتشارات لوح فکر